مرتب سازی پالایش جستجو![]()
بررسی تأثیر تمایل به چتبات بر قصد خرید مشتریان با در نظر گرفتن زنجیره ارتباط سبکهای تعاملی و موجودیت آواتارها (مورد مطالعه: شرکت داروسازی گلدارو) (1404) / مسیبی ، نازنین، نویسنده
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه مسیبی ، نازنین، نویسنده شماره بازیابی : Mtrade 136 1404 عنوان : بررسی تأثیر تمایل به چتبات بر قصد خرید مشتریان با در نظر گرفتن زنجیره ارتباط سبکهای تعاملی و موجودیت آواتارها (مورد مطالعه: شرکت داروسازی گلدارو) عنوان موازی : Investigating the Impact of Chatbots on Purchase Intention Considering the Interactive Style Chain and Avatar Presence (Case Study: Goldaru Pharmaceutical Company) ناشر: دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی: اصفهان سال نشر : 1404 صفحه شمار: 117ص شابک/شاپا 26014 یادداشت پایان نامه کارشناسی ارشد: رشته مدیریت بازرگانی گرایش تجارت الکترونیک شناسه افزوده : رحمت آبادی ، یزدان، استاد راهنما امیری عقدایی ، فتح اله، استاد راهنما توصیفگرها چتباتها، قصد خرید، سبکهای تعاملی و موجودیت آواتار Chatbots, purchase intent, interaction styles, and avatar presence چکیده : هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش سبکهای تعاملی و موجودیت آواتارها در چتباتها بر قصد خرید مشتریان شرکت داروسازی گل دارو میباشد. با توجه به اهمیت روزافزون فناوریهای نوین و هوش مصنوعی در صنعت داروسازی و بازاریابی دیجیتال، شناخت عوامل مؤثر بر قصد خرید میتواند به بهبود استراتژیهای بازاریابی و ارتقای کیفیت خدمات منجر شود.
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش اجرا، توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل مشتریان شرکت گل دارو بوده که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده، دادهها از طریق پرسشنامه گردآوری شد. ابزار گردآوری دادهها شامل گویههای استاندارد مرتبط با متغیرهای پژوهش بود که روایی و پایایی آنها تأیید گردید. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SmartPLS3 و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافتههای پژوهش نشان داد سبکهای تعاملی چتباتها (از جمله سبکهای اجتماعی و وظیفهمحور) بر افزایش اعتماد و ایجاد ارزش مشترک میان مشتری و سازمان مؤثر بودند. همچنین، موجودیت آواتارها بهعنوان یکی از ابعاد مهم در طراحی چتبات، در بهبود تعامل و ارتقای قصد خرید مشتریان نقش بسزایی ایفا نمود. نتایج این تحقیق میتواند برای مدیران بازاریابی، فعالان صنعت داروسازی و طراحان سیستمهای هوش مصنوعی راهنمایی کاربردی فراهم آورد تا با بهرهگیری از زنجیره ارتباط اثربخش، انتخاب سبک تعاملی مناسب و بهکارگیری آواتارهای کارآمد در طراحی چتباتها، شرایطی مطلوب برای افزایش اعتماد و قصد خرید مشتریان ایجاد کنندلینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=14850 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 26014 Mtrade 136 1404 پایاننامه دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی مرکزی اسناد مرجع غیر قابل امانت ![]()
بررسی تأثیر همراستایی بین افراد مشهورـ برند و تبلیغات بر رابطه نگرش مصرف کننده و رفتار خرید با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر اینفلوئنسر رسانه اجتماعی (1404) / آقایی ، پرنیان، نویسنده
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه آقایی ، پرنیان، نویسنده شماره بازیابی : Mtrade 135 1404 عنوان : بررسی تأثیر همراستایی بین افراد مشهورـ برند و تبلیغات بر رابطه نگرش مصرف کننده و رفتار خرید با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر اینفلوئنسر رسانه اجتماعی عنوان موازی : "Investigating the Impact of Celebrity–Brand Alignment and Advertising on the Relationship Between Consumer Attitude and Buying Behavior Considering the Moderating Role of Social Media Influencers (Case Study: Instagram users)" ناشر: دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی: اصفهان سال نشر : 1404 صفحه شمار: 117ص شابک/شاپا 26013 یادداشت پایان نامه کارشناسی ارشد: رشته مدیریت بازرگانی گرایش تجارت الکترونیک شناسه افزوده : رحمت آبادی ، یزدان، استاد راهنما توصیفگرها همراستایی بین افراد مشهورـ برند، تبلیغات، نگرش مصرف کننده، رفتار خرید، اینفلوئنسر رسانه اجتماعی Celebrity–Brand Alignment, Advertising, Consumer Attitude, Buying Behavior, Social Media Influencer چکیده : پژوهش حاضر با عنوان «بررسی تأثیر همراستایی بین افراد مشهور ـ برند و تبلیغات بر رابطه نگرش مصرفکننده و رفتار خرید با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر اینفلوئنسر رسانه اجتماعی»، با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر شکلگیری نگرش مصرفکننده و رفتار خرید در بستر رسانههای اجتماعی انجام شده است. در سالهای اخیر، حضور پررنگ افراد مشهور و اینفلوئنسرها در پلتفرمهایی چون اینستاگرام، موجب شده برندها با بهرهگیری از همراستایی استراتژیک میان تصویر این افراد و هویت برند، به دنبال تأثیرگذاری عمیقتری بر مخاطبان خود باشند. در این میان، تبلیغات نیز به عنوان ابزاری کلیدی در جهت هدایت نگرش مصرفکنندگان و تقویت رفتار خرید ایفای نقش میکند. همچنین نقش اینفلوئنسرهای رسانه اجتماعی به عنوان تعدیلگر میتواند شدت اثرگذاری نگرش بر رفتار خرید را تحتتأثیر قرار دهد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام هستند که حداقل یک یا دو فرد مشهور یا اینفلوئنسر را دنبال میکنند. با استفاده از جدول مورگان، حجم نمونه 384 نفر تعیین و با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب گردید. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای محققساخته بر پایه ادبیات نظری و پیشینه پژوهش است که روایی صوری و محتوایی آن توسط خبرگان تأیید شد. برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS23 و SmartPLS4 بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان دادند که همراستایی بین افراد مشهور ـ برند و تبلیغات تأثیر مثبت و معناداری بر نگرش مصرفکننده نسبت به برند و افراد مشهور دارند و این نگرشها نیز بر رفتار خرید مؤثرند. همچنین نقش تعدیلگر اینفلوئنسر رسانه اجتماعی در روابط بین نگرش و رفتار خرید تأیید شد. یافتههای این تحقیق میتواند برای فعالان حوزه بازاریابی دیجیتال، برندها و مشاوران تبلیغاتی در جهت تدوین استراتژیهای اثرگذارتر در فضای رسانههای اجتماعی راهگشا باشد لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=14849 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 26013 Mtrade 135 1404 پایاننامه دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی مرکزی اسناد مرجع غیر قابل امانت ![]()
بررسی تخطی نام تجاری بر تنبیه برند با نقش تعدیلگر پنج عاملی شخصیت با رویکرد حداقل مربعات جزئی (1404) / خانی حبیب ابادی ، ملیکا، نویسنده
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه خانی حبیب ابادی ، ملیکا، نویسنده شماره بازیابی : Mtrade 141 1404 عنوان : بررسی تخطی نام تجاری بر تنبیه برند با نقش تعدیلگر پنج عاملی شخصیت با رویکرد حداقل مربعات جزئی عنوان موازی : "Examining Brand Transgressions On Brand Punishment With The Moderating Role Of Five Personality Factors Using A Partial Least Squares Approach (Case Study: Wood And Furniture Industry " ناشر: دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی: اصفهان سال نشر : 1404 صفحه شمار: 108ص شابک/شاپا 26043 یادداشت پایان نامه کارشناسی ارشد رشته :مدیریت بازرگانی گرایش تجارت الکترونیک شناسه افزوده : رحمت آبادی ، یزدان، استاد راهنما امیری عقدایی ، فتح اله، استاد راهنما توصیفگرها تخطی نام تجاری، تنبیه برند، پنج عاملی شخصیت، انتقام برند، اجتناب برند Brand Transgression, Employees’ Brand Punishment, Big Five Personality Traits, Brand Revenge, Brand Avoidance چکیده : پژوهش حاضر با عنوان «بررسی تأثیر تبلیغات دهان به دهان منفی و تجربه منفی گذشته بر اجتناب از برند و انتقام برند با نقش تعدیلگر مدل پنج عاملی شخصیت (مطالعه موردی: صنعت چوب و مبلمان)»، با هدف واکاوی عوامل شکلگیری رفتارهای منفی مصرفکنندگان نسبت به برندها انجام شده است. در سالهای اخیر، نگرش منفی مصرفکنندگان نسبت به برندها به یکی از چالشهای اساسی در حوزه بازاریابی تبدیل شده است. بروز تجربیات منفی گذشته و مواجهه با تبلیغات دهان به دهان منفی میتواند زمینهساز شکلگیری احساساتی چون تنفر از برند شده و به تبع آن، رفتارهایی نظیر اجتناب از برند و اقدام به انتقام از برند را در پی داشته باشد. از سوی دیگر، ویژگیهای شخصیتی مصرفکنندگان میتواند شدت و نوع واکنش آنان به این تجربیات را تعدیل کند. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کارکنان و مدیران صنعت چوب و مبلمان تشکیل میدهند و و بر اساس جدول مورگان، نمونهای به حجم 144 نفر با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای محققساخته بر مبنای ادبیات نظری و پیشینه پژوهشها بوده و روایی صوری و محتوایی آن توسط خبرگان تأیید شده است. برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و SmartPLS استفاده شده است یافتههای پژوهش نشان دادند که از میان فرضیات مطرحشده، تنها تجربه منفی گذشته بر انتقام از برند تأثیر مثبت و معنادار دارد. اما تأثیر تبلیغات دهان به دهان منفی بر اجتناب و انتقام از برند و همچنین تأثیر تجربه منفی گذشته بر اجتناب از برند معنادار نبودند. همچنین نقش تعدیلگر مدل پنج عاملی شخصیت در هیچیک از روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته مورد تأیید قرار نگرفت. این نتایج میتوانند راهگشای مدیران بازاریابی در شناسایی مخاطرات مربوط به مدیریت بحران برند و طراحی راهکارهایی متناسب با ویژگیهای روانشناختی مصرفکنندگان باشند لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=14879 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 26043 Mtrade 141 1404 پایاننامه دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی مرکزی اسناد مرجع غیر قابل امانت ![]()
تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار نوآوری سبز با در نظر گرفتن نقش میانجی تعهد سازمانی سبز و تعدیلگر اشتراک دانش (مورد مطالعه: کارکنان شرکت فولاد مبارکه اصفهان) (1404) / گودرزی ، محمدحسن، نویسنده
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه گودرزی ، محمدحسن، نویسنده شماره بازیابی : Mtrade 142 1404 عنوان : تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار نوآوری سبز با در نظر گرفتن نقش میانجی تعهد سازمانی سبز و تعدیلگر اشتراک دانش (مورد مطالعه: کارکنان شرکت فولاد مبارکه اصفهان) عنوان موازی : The Impact of Green Human Resource Management on Green Innovation Behavior Considering the Mediating Role of Green Organizational Commitment and the Moderating Role of Knowledge Sharing (Case Study: Employees of Mobarakeh Steel Company, Isfahan) ناشر: دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی: اصفهان سال نشر : 1404 صفحه شمار: 111ص شابک/شاپا 26046 یادداشت پایان نامه کارشناسی ارشد: رشته مدیریت بازرگانی گرایش تجارت الکترونیک شناسه افزوده : رحمت آبادی ، یزدان، استاد راهنما امیری عقدائی ، فتح اله، استاد راهنما توصیفگرها مدیریت منابع انسانی سبز، رفتار نوآوری سبز، تعهد سازمانی سبز، اشتراک دانش Green human resource management, green innovation behavior, green organizational commitment, knowledge sharing چکیده : پژوهش حاضر با عنوان «تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار نوآوری سبز با در نظر گرفتن نقش میانجی تعهد سازمانی سبز و تعدیلگر اشتراک دانش (مورد مطالعه: کارکنان شرکت فولاد مبارکه اصفهان)» به بررسی تأثیر شیوههای مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار نوآوری سبز کارکنان، با تمرکز بر نقش میانجی تعهد سازمانی سبز و نقش تعدیلگر اشتراک دانش میپردازد. در سالهای اخیر، پایداری محیط زیست به یکی از دغدغههای اساسی صنایع تبدیل شده است و سازمانها به منظور ارتقای مسئولیتپذیری زیست محیطی و توسعه نوآوریهای سبز، به سمت اجرای شیوههای مدیریت منابع انسانی سبز روی آوردهاند. مدیریت منابع انسانی سبز با اجرای اقداماتی نظیر جذب، آموزش و ارزیابی عملکرد سبز، نقش مؤثری در شکلگیری فرهنگ سازمانی پایدار ایفا میکند. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته گردآوری شده که روایی آن توسط خبرگان تأیید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی سنجیده شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS 23 و SmartPLS 4 انجام شد. نتایج نشان دادند که مدیریت منابع انسانی سبز تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار نوآوری سبز کارکنان دارد. همچنین تعهد سازمانی سبز نقش میانجی نسبی در این رابطه ایفا میکند؛ به طوری که تعهد کارکنان به اهداف زیست محیطی باعث تقویت اثر مدیریت منابع انسانی سبز بر نوآوری میشود. افزون بر این، اشتراک دانش نقش تعدیلگر بین تعهد سازمانی سبز و رفتار نوآوری سبز کارکنان دارد، به گونهای که افزایش میزان اشتراک دانش باعث تقویت اثر تعهد سازمانی بر نوآوری سبز میگردد. یافتههای این پژوهش میتواند به مدیران و سیاستگذاران در سازمانهای صنعتی کمک کند تا استراتژیهای مؤثر مدیریت منابع انسانی سبز را طراحی و اجرا کنند و بدین ترتیب نوآوری پایدار و مسئولیتپذیری زیست محیطی را تقویت نمایند. این مطالعه همچنین به غنای پژوهشهای تجربی در زمینه ارتباط مدیریت منابع انسانی سبز، تعهد سازمانی و نوآوری در زمینه کشورهای در حال توسعه از جمله ایران میافزاید لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=14882 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 26046 Mtrade 142 1404 پایاننامه دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی مرکزی اسناد مرجع غیر قابل امانت
